-
دل تنگ
1389/08/23 22:38
این روز ها چقدر هوای تو می کنم حتی غروب واسه گریه برای تو می کنم گاهی کنار پنجره ام می نشینم و چشمی میان کوچه رهای تو می کنم خیره به کوچه می شود اما تو نیستی یا تو ، یاد مهر وفای تو می کنم خود نامه ای برای خود می نویسم آن را همیشه به جای تو پست می کنم وقتی که نامه می رسد از سوی من به من می خوانم و دوباره هوای تو می...
-
اسیر
1389/08/23 21:15
لذت نان شدن زیر دندان او گندمم را سوی آسیا میکشد سایه ی او شدم چون گریزم از او!؟ در پی اش میروم تا کجا میکشد نویسنده سحر تماس با نویسنده http://sahar990.blogfa.com
-
دوزخ و بهشت
1389/08/14 12:50
درهای دوزخ و بهشت به هم چسبیده اند ، شیطان فقط از در جهنم میتواند بگذرد و فرشته فقط از در بهشت اما آدم از هر در که دلش بخواهد میتواند وارد شود. نویسنده سحر تماس با نویسنده http://tamanayesokhan.blogfa.com
-
شب و روز
1389/08/14 12:46
شب، دختری ست زیبا روی که از بیم شهوت پرستان چادر سیاه بر سر می کشد ... روز، دختری ست کک و مکی که زیر آفتاب پائیزی تنش را برنزه می کند... نویسنده رزیتا از شیراز تماس با نویسنده http://rozitaaa.blogsky.com
-
ویلیام شکسپیر
1389/08/06 02:05
شکوه دنیوی همچون دایره ای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده میشود و سپس در نهایت بزرگی هیچ میشود. " ویلیام شکسپیر " نویسنده سحر تماس با نویسنده http://tamanayesokhan.blogfa.com
-
بخاطر تو
1389/07/19 23:28
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست، وایکاش میدیدی قلبی راکه...
-
کیم وو چونگ
1389/07/17 19:08
کسی که ثروت بسیاری روی هم انباشته و نمیداند که چگونه از آنها به سود مردم بهره بگیرد، توانگر نیست، بلکه تهیدست است. ((کیم وو چونگ)) نویسنده فروغ تماس با نویسنده http://itgrp1.blogfa.com /
-
خواجه عبدالله انصاری
1389/07/16 13:01
خواجه عبدالله انصاری می گوید : از ۵ چیز بر حذر باش : بی شکری هنگام نعمت . بی صبری هنگام محنت . بی رضایتی هنگام قسمت . سستی هنگام خدمت . بی حرمتی هنگام صحبت . نویسنده سحر تماس با نویسنده http://tamanayesokhan.blogfa.com
-
عطار
1389/07/15 14:57
دلا دیدی که جانانم نیامد به درد آمد به درمانم نیامد به دندان میگزم لب راکه هرگز لب لعلش به دندادم نیامد ندیدم هیچ روزی تیر مژگانش که جوی خون به مژگانم نیامد ندیدم هیچ وقتی لعل خندانش که خون از چشم گریانم نیامد چه تابی بود در زلف چو شستش که آن صدبار در جانم نیامد بسی دستان بکردم لیک در دست سر زلفش به دستانم نیامد سر...
-
مادر ترزا
1389/07/14 12:16
اگر میخواهید برای ایجاد آشتی در جهان، کاری انجام دهید، به خانهتان بروید و خانوادهتان را دوست بدارید. ((مادر ترزا)) نویسنده فروغ تماس با نویسنده http://itgrp1.blogfa.com /
-
دوست داشتن-غرورو عشق
1389/07/13 18:53
چند سخن زیبا از دکتر علی شریعتی : بعضی ها نه جسارت دوست داشتن را دارند و نه لیاقت دوست داشته شدن و مدام شعر عاشقانه میخوانند ************************************** فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست؛دوست داشتن امری لحظه ایست ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است ************************************** غرور...
-
فرناندو پسوا
1389/07/12 07:57
هر پاییزی که از راه می رسد، به آخرین پاییزی که تجربه خواهیم کرد نزدیک است. (فرناندو پسوا) نویسنده فروغ تماس با نویسنده http://itgrp1.blogfa.com /
-
عصیان
1389/07/11 01:39
به لبهایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم زپایم باز کن بندگران را کزین سودا دلی آشفته دارم (فروغ فرخزاد) نویسنده منصور از مشهد تماس با نویسنده www.notgheziba.blogsky.com
-
دکترعلی شریعتی
1389/07/02 23:34
خداوندا چنان فضیلتی به من عطا فرما که تا با کفش های کسی راه نرفته ام در مورد او قضاوت نکنم (دکترعلی شریعتی) نویسنده زهرا از همدان
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/31 15:28
هر شب بتو با عشق و طرب می گذرد بر من ز غمت به تاب و تب می گذرد تو خفته به استراحت و بی تو مرا تا صبح ندانی که چه شب می گذرد (هاتف اصفهانی) نویسنده منصور از مشهد تماس با نویسنده www.notgheziba.blogsky.com
-
دکتر شریعتی
1389/06/29 21:57
دنیا را بد ساختن کسی را دوست می داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست می دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش می داری و او هم تو را دوست می دارد به رسم آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است (دکتر شریعتی) نویسنده سحر تماس با نویسنده http://tamanayesokhan.blogfa.com
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/29 21:48
ب رای مشکلات یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت شاد زندگی کنید که روزی خداوند خواهد پرسید آیا زندگی را زندگی کرده اید نویسنده شادی از شیراز تماس با نویسنده http://shadi-59.blogfa.com
-
نوشین لب
1389/06/26 18:54
گلبرگ,به نرمی چو برو دوش تو نیست مهتاب, بجلوه چون بناگوش تو نیست پیمانه ,به تاثیر لب نوش تو نیست آتشکده را, گرمی آغوش تو نیست (رهی معیری) نویسنده منصور از مشهد تماس با نویسنده www.notgheziba.blogsky.com
-
حالا چرا؟
1389/06/26 02:40
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز توجوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که با این عمر های کوته بی اعتبار...
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/22 01:04
تنهای تنها زیر آوار این همه دنیا هیچ پرنده ای در من نیست! هیچ گنجشکی هیچ کلاغی ... خسته ام ! خسته از این مترسکی که در سرم سنگینی می کند.. نویسنده سحر تماس با نویسنده http://sahar990.blogfa.com
-
فقر
1389/06/15 09:07
م یخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...... فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های...
-
ارزش ملک و سلطنت
1389/06/15 00:45
روزی بهلول بر هارون الرشید وارد شد . خلیفه گفت: مرا پندی بده! بهلول پرسید : اگر در بیابانی بی آب تشنگی بر تو غلبه نماید چندانکه مشرف به موت گردی ، در مقابل جرعه ای آب که عطش تو را فرونشاند چه میدهی ؟ گفت : صد دینار طلا . پرسید : اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد ؟ گفت : نصف پادشاهیم را . بهلول گفت : حال اگر به حبس البول...
-
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
1389/06/15 00:37
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به ف رشتگان این گونه می گفت: " می آید!! من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود! و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد ولی سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا...
-
چرا شد بهتر از هزار شب
1389/06/12 19:33
امشب چشم که باز کردم وسرگردوندم دیدم جمعی را سیاه پوش که در تاریکیه غمی محزون رو به چراغ سبزی که نورش لعل های درخشانشان را روی گونه هایشان به نمایش گذاشته بود نشسته بودند و انگار چشمم نمدار شدو تار میدید که دستم به دنبال حلقه در خانه خدا میگشت تا گرفت دستم حلقه را دلم گفت خدایا مگیرش از من یا علی به قلم منصور
-
هلن کلر
1389/06/10 23:55
بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند باید آنها را با قلبتان احساس کنید. (هلن کلر) نویسنده محسن_ش از مشهد تماس با نویسنده mohsen_atract@yahoo.com
-
حافظ
1389/06/10 01:00
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که ازناوک مژگان تود خون میگشت بازمشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد ورنه درکس نرسیدیم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود من سرگشته هم از اهل سلامت بودم دام راهم شکن طره...