بوده است خری که دوم نبودش روزی غم بی دومی فزودش
در دوم طلبی قدم همی زد دوم می طلبید و دم نمی زد
یک ره نه ز روی اختیاری بگذشت میان کشتزاری
دهقان ,مگرش ز گوشه یی دید برجست و ازاو گوش ببرید
بیچاره خر آرزوی دوم کرد نایافته دوم دو گوش گم کرد!
(ایرج میرزا)